أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
3
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
و سياحت امّت من روزه است و رهبانيّت ايشان جهاد . خداى را پرستيد و به او شرك مياريد و حجّ و عمره كنيد و نماز بپاى داريد و روزهء ماه رمضان بر استقامت اقامت كنيد آنان كه پيش از شما بودند بتشديد هلاك شدند بر خود سخت كردند خداى نيز بر ايشان سختر كرد ، اينان كه امروز در صومعهها و ديرها ماندهاند بقاياى ايشاناند و خداى تعالى اين آيت فرستاد . عبد اللّه عباس گفت : كه مردى بنزديك رسول صلّى اللّه عليه و آله آمد و گفت : يا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله من دوش پارهء گوشت بخوردم در ميانهء شب مرا انتشار « 1 » رنجه داشت من گوشت بر خود حرام كردم خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت : اى مؤمنان و گرويدگان حرام مكنيد بر خود ملاذّ و مشتهياتى كه خداى شما را حلال كرده است از مطاعم و ملابس و مشارب و مناكح كه تحريم و تحليل تابع مصالح بود و مصالح آن داند كه عواقب داند و عواقب جز عالم الذّات نداند ، تحليل و تحريم نه كار شماست كار خداى است حلال بتحريم حرام نگردد ، اعتدا مكنيد از حدّ حلال در مگذريد كه خداى تعالى دوست ندارد متعدّيان را و ظالمان را و بخوريد از آنچه خدا به روزى شما كرد حلالى پاك و روزى جز حلال نباشد از آنكه روزى آنست كه حىّ را بود كه بدان منتفع شود و كس را نبود كه او را از آن منع كند و از حرام خداى منع كرده است و در آنچه حلال است شما را اسراف مكنيد و حرام مخوريد و از خداى تعالى بترسيد آن خدائى كه شما به او ايمان آوردهايد يا از معاصى او تا از عذاب رستگارى يابيد عايشه گفت : كه رسول صلّى اللّه عليه و آله مرغ بريان خوردى و پالوده و حلوا دوست داشتى و گفتى : المؤمن حلو يحبّ الحلاوة ، و گفت : در شكم مؤمن زاويهايست كه آن را پر نگرداند مگر شيرينى . فرقد السبخى « 2 » بنزديك حسن بصرى بود پالوده مىخورد حسن او را گفت : چه گوئى درين ؟ - گفت : دوست ندارم آن را كه اين خورد ، گفت : يا سبحان اللّه لعاب النحل بلباب البرّهل يعيبه مسلم ؟ !
--> ( 1 ) - در لسان العرب و تاج العروس گفتهاند : « و انتشر الرجل انعظ ، و انتشر ذكره اذا قام » . ( 2 ) - در خلاصهء تذهيب الكمال : « بفتح السين المهملة و الباء الموحدة و كسر الخاء المعجمة » .